آقای تابستان

آقای تابستان

کروروفیل
آقای تابستان

آقای تابستان

کروروفیل

رهایی

 گفت:
ینفر پشت در اتاق گیر افتاده و کمک می‌خواد
و تو تنها نفری هستی که می‌تونی نجاتش بدی و تو هیچ چیزی نداری که بتونی باهاش در و بشکنی و باز کنی، چیکار می‌کنی؟
گفتم: من در و می‌شکنم
گفت: نمی‌شکنه
گفتم: کمک می‌خوام از کسی
گفت: کسی نیست که بخواد کمکت کنه
گفتم: هیچکاری نمی‌تونم بکنم؟
گفت: نه
گفتم: پس باید چکار کنم؟
گفت: رها کن.
گفت: اونی که تو اتاقه، گذشته ی توئه
و اون هی داره خودش رو به تو
یادآوری می‌کنه اما تو کاری نمیتونی براش بکنی
پس باید رهاش کنی.
و این بسیار دردناکه ولی تنها راه نجاته.