آقای تابستان

آقای تابستان

حیف اون همه آرزو که وقتی بچه بودیم به قاصدک‌ها گفتیم ...
آقای تابستان

آقای تابستان

حیف اون همه آرزو که وقتی بچه بودیم به قاصدک‌ها گفتیم ...

مگر نه؟؟

من خود دلم از مهر تو لرزید وگرنه
تیرم به خطا می‌رود اما به هدر، نه

دل خون شده وصلم و لب‌های تو سرخ است
سرخ است ولی سرخ‌تر از خون جگر، نه

با هرکه توانسته کنار آمده دنیا
با اهل هنر؟ آری! با اهل نظر؟ نه!

بدخلقم و بدعهد، زبان‌بازم و مغرور
پشت سر من حرف زیاد است مگر نه؟

یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد
یک بار دگر، بار دگر، بار دگر… نه!