این بوی سوختن زغال بد جور دیونم میکنه
چته پسر
اینکه ن خوشگلع
ن جانداره
ن طبیعت بکر
ولی این بو تو تمام سلولهام میرقصه
ی لحظه نمیدونم تا کجا تو تقویم جابجا شدم
هووووف
لعنتی
یه لحظه نافم از حال ب تاریخ نامعلوم رفت
اصن منکه با زغال اشپزی ندیده ام
بالاخره داره زمینه تجربه احساسهایی ک دوس دارن ادما فراهم میشه
تصور کن ی لحظه ترکیبی از حس های مختلفو دوس داشته باشی تجربه کنی
میری مستقیم دراماتا یه سفارش میده
ی میز تنها با یه صندلی بدون هیچ سیم و کابلی
طبق سفارشت احساساتی ک دوس داری در تنت و روحت ب حرکت در میان
یکی مخنده
یکی غمگینه
یکی منتظرع
هر کی از ی احساسی خوشش میاد
در اخر میبینی ادمها با صورتهای گوناگون از کافه دراماتا بیرون میان
با کوله باری از احساساتی ک دوس داشتند.
من حتی میتونم زمخت ترین ادما رو متعادل کنم
بی احساس ترین ادما را با این تکنولوژی ب زانو در بیارم
متعادل کنم
خونسردترین ادمو تا اوج دیوانگی عصبانی کنم
احساسات کودکانه ات را بیدار کنم انقدی ک بخواهی تو این سن و سال خاله بازی یا دکتر بازی کنی
یا یه ادم .....