گاهی عشق از جایی آغاز میشود که انتظارش را نداری
فکر کن تو این شرایط اقتصادی پدر یا گاهی مادر چقد دلشان بزرگ باشد که نیاز فرزندان بزرگتر را تامین کنند که هیچ بلکه تلاش کنند به خوشبختی برسد یا شغل خوبی پیدا کند
اینجاس ک باید گفت
رب اشرح لی صدری
خدایا سینه مرا تاب اور بگردان
میگم این بستنی مگه باعث سرحالی ادم نمیشه پ چرا دلم گرفت
به قول اون اهنگ
چکار کردی با دلم وای وای
حدود چهل روزه به مرض خسیسی دچار شده ام
حالا شاید بخیل هم شده باشم اینو نمیدونم ولی خسیسی خیلی چندشه
ببین اطرافیان چه میکشند
البته شاید من تازه این مریضی رو گرفته ام عادت نکرده ام
شاید هم مثل بیشعورها خودم نباید میدونستم خسیسی گرفته نمیدونم
ظهر ب خاطر سایه رفتم جلوتر پارک کردم
حواسم نبود ممکنه یکی بزنه دربره
عصر ک اومدم بیرون دیدم آینه سمت راننده را شکوندند و رفتند
اگه برش میگردوندم اینطوری نمی شد
خلاصه تقصیر خودم بود.
شادمهر خوب میگه
میخوام برم پا ندارم
میخوام برم جا ندارم
گریه کنم دل ندارم
داد بزنم نا ندارم
کی این بلاتکلیفی رو به سرانجام برسونم
نمیدونم چی مبخواد
پول میخواد
وقت میخواد
ادم میخواد
سواد میخواد
بی اعتنایی میخواد
توجه میخواد
پارتی میخواد
تفریح میخواد
بستنی میخواد
آهنگ میخواد
سفر میخواد
شادی میخواو
زیبایی میخواد
هر چیکه میخواد
سرو سامان باید داد