آقای تابستان

آقای تابستان

حیف اون همه آرزو که وقتی بچه بودیم به قاصدک‌ها گفتیم ...
آقای تابستان

آقای تابستان

حیف اون همه آرزو که وقتی بچه بودیم به قاصدک‌ها گفتیم ...

من نمیخوام پیر بشید

پیر شدن شماها یعنی دور شدن و کمرنگ شدن بچه گیهام

اون موقع میخواستم زودتر بزرگ شم

نمی دونستم هر چی من قد بکشم

شماها افتاده تر

رنجورتر

سست تر

پوستتان پر چروک و صداتون ضعیف

حرکاتتون بی رمق

موهاتون سپیدتر  کم تر میشه

حتی دیدن عکسهایتان هم باعث بغض و دلتنگیه

حتی اگر باشید و دورتر باشید

چقدر قلدر و سرحال بودید

چقدر ناتوان و کم توان شدید.


ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد

از آه دردناکی سازم خبر دلت را
روزی که کوه صبرم، بر باد رفته باشد

رحم است بر اسیری، کز گرد دام زلفت
با صد امیدواری، ناشاد رفته باشد

شادم که از رقیبان دامن کشان گذشتی
گو مشت خاک ما هم، بر باد رفته باشد

آه از دمی که تنها با داغ او چو لاله
در خون نشسته باشم، چون باد رفته باشد

خونش به تیغ حسرت یارب حلال بادا
صیدی که از کمندت، آزاد رفته باشد

پرشور از حزین است امروز کوه و صحرا
مجنون گذشته باشد، فرهاد رفته باشد
 

نظرات 2 + ارسال نظر
فاضله دوشنبه 9 شهریور‌ماه سال 1405 ساعت 06:37 ب.ظ http://1000-va2harf.blogsky.com

دونده دوشنبه 9 شهریور‌ماه سال 1405 ساعت 05:28 ب.ظ

چقدر زیاد میفهمم چه حسیه... خیلی غم انگیزه ...
دنیا هرچیزی که برامون ارزش داره رو میگیره.... "جوونی، عزیزان و .... "

عجوزه عروس هزار داماد همینه

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد