آقای تابستان

آقای تابستان

کروروفیل-علایق غیر معمول اورانوسی
آقای تابستان

آقای تابستان

کروروفیل-علایق غیر معمول اورانوسی

داف باش ن اسکانیا خخخ

آهو چون چشاش درشته خوشگل و خوش هیکله یه امام میفرستن ضامنش بشه ولی گوسفندو میفرستن سرشو ببرن
میخوام بگم اگه داف نباشی خدا هم نمیخوادت

ما مرد جنگیییییم

آبادانیه زنگ میزنه به ترامپ میگه ما میخوایم با شما بجنگیم،
ترامپ میخنده و میگه شما چند نفرید؟

آبادانیه میگه مو و دو تا کوکام و عامو هام.
ترامپ میگه ارتش ما شش میلیون نفره، آبادانیه میگه دوباره زنگ میزنم بهت خبر میدم.
چند دقیقه بعد دوباره زنگ میزنه به ترامپ میگه ما با شما نمیجنگیم،
ترامپ میگه چی شد ترسیدین؟


آبادانیه میگه نه ولک فکرامونو کردیم دیدیم جا برا دفن شش میلیون نفر نداریم

بیا باهم

بیا باهم از دم بریم دامن صحرا بزنیم گشت توی دشت توی کوه و کمرها
دو کبوتر بشیمو پر بزنیم به همه سوی جهان سر بزنیم
بریم اون بالای ابرای سفید آسمون هفتم رو در بزنیم

2 شهریور

علاوه بر اینکه هوا یه جوری هست ک مثل ادم اسهال وضعش معلوم نیست

از یه طرف گرد و خاک

از یه طرف گرما

از یه طرف ابر

کوچه و خیابونا هم خلوت و خالی

حتی محدوده بازار که ادم قدم بزنه هیچ شور و نشاطی دیده نمیشه

شاید بخاطر بی پولی است

شاید ملت مسافرتند

شاید تو خونه ان

شاید رفتن باغشون ک خنک تره

با همه توصیفات هیچ رویداد دل انگیزی نیست

شاید هم بخاطر حال خودم همه چی رو اینجوری میبینم

گاهی هم خیال میکنم بخاطر محاصره دریایی است که اینجور لح و لورده ایم

جماعت اویزون

چهره های در هم

صورت بی رنگ و شادی

شاید موقع غروب بهتر بشه و ملت هیز و یا خودشیفته علی رغم بدی هوا بیرون بیان

داش اکل

این روزا برزخی‌ام خیلی خرابم داش آکل

یه چیزایی می‌بینم انگاری خوابم داش آکل


اونی که اون قدیما یه تهرونو سیا می‌کرد

سر چهارراه شده امروز حاجی فیروز داش آکل


آدما مشتی بودن ناکس و نالوطی نبود

اما امروز لوطی‌بازی توی قصه‌ست داش آکل


زیر بازارچه تا چارسوق و تمام سنگلج

اسم تو تو همه جا ورد زبون بود داش آکل


پای هم آدما وامی‌ستادن و مشتی بودن

معرفت تو رفقا خیلی کلون بود داش آکل


اون روزا سید ما واسه خودش قدرتی بود

حالا قدرت شده پول و سکه و زر داش آکل


مرد و مردونگی رو جدی نگیر که قصه بود

توی طوقی، تو گوزنا، توی قیصر داش آکل