آقای تابستان

آقای تابستان

کروروفیل-علایق غیر معمول اورانوسی
آقای تابستان

آقای تابستان

کروروفیل-علایق غیر معمول اورانوسی

چ دعایی کنمت

چه دعایی کنمت بهتر از این خنده ات از ته دل ، گریه ات از سر شوق
روزگارت همه شاد ، سفره ات رنگارنگ و تنی سالم و شاد که بخندی همه عمر


متن چقد خوشگله

قبلنا چقد پیامک های خوشگل واسه هم میفرستادیم

می نشستیم تایپ میکردیم

بیدار می ماندیم تا نصف شب

 ب قول سهراب 

روزگارم بد نیست.

تکه نانی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن ذوقی .

مادری دارم ، بهتر از برگ درخت .

دوستانی ، بهتر از آب روان .

و خدایی که در این نزدیکی است :

لای این شب بوها ، پای آن کاج بلند.

روی آگاهی آب ، روی قانون گیاه .

من مسلمانم .

قبله ام یک گل سرخ .

گل میگرفتم

گل میدادم


ﻣﻴﺮن آدﻣﺎ از اوﻧﺎ ﻓﻘﻄ
ﺧﺎﻃﺮه ﻫﺎﺷﻮن ﺑﻪ ﺟﺎ ﻣﻴﻤﻮﻧﻪ
ﻛﺠﺎﺳﺖ اون ﻛﻮﭼﻪ
ﭼﻰ ﺷﺪ اون ﺧﻮﻧﻪ
آدﻣﺎش ﻛﺠﺎن ﺧﺪا ﻣﻴﺪوﻧﻪ
ﺑﻮﺗﻪ ﻳﺎس ﺑﺎﺑﺎ ﺟﻮن ﻫﻨﻮز
ﮔﻮﺷﻪ ﺑﺎﻏﭽﻪ ﺗﻮی ﮔﻠﺪوﻧﻪ
ﻋﻄﺮش ﭘﻴﭽﻴﺪه ﺗﺎ ﻫﻔﺘﺎ ﺧﻮﻧﻪ
ﺧﻮدش ﻛﺠﺎﻫﺎﺳﺖ ﺧﺪا ﻣﻴﺪوﻧﻪ
ﻣﻴﺮن آدﻣﺎ از اوﻧﺎ ﻓﻘﻄ
ﺧﺎﻃﺮه ﻫﺎﺷﻮن ﺑﻪ ﺟﺎ ﻣﻴﻤﻮﻧﻪ


ﭘﺮﺳﻴﺪ زﻳﺮ ﻟﺐ ﻳﻜﻰ ﺑﺎ ﺣﺴﺮت
ﻛﻪ از ﻣﺎ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﭼﻪ ﻳﺎدﮔﺎری ﺑﻪ ﺟﺎ ﻣﻴﻤﻮﻧﻪ
ﺧﺪا ﻣﻴﺪوﻧﻪ

دلار پارو کن

تلگرامو باز کردم حواسم نبود داشتم میچرخیدم  چشمم خورد به مخاطبین ک یه پیام داره

رفتم بازش کردم ناتالیا نامی پیام داده بود و کلی سلام و صلوات و اینکه ما برای شما و کمک به شما مجموعه ای تشکیل دادیم و میتوانید تتر کسب درامد کنید

مایلید بیشتر بدانید 

منم کرم برم داشت و جواب داد

منو حواله داد ب دومی

دومی لینک شیپور داد

لایک کن و عکس بگیر و بقرست

کارهارو انجام دادم

و فرستادم

گفت تایید هستید فرستاد برای سومی

سومی تایید کرد

شماره تلفن و سن ام را خواست

گفتم نمیدم

خانمه گفت زکی همه چیو ازت میدونم آخر شماره ات ۴۱ است

واوووو پسر

گفتم میدونی چرا میپرسی

گفت قبل ان ۰۲ است

ترسیدم

بابا ولمون کنید

بخاطر ۲ تتر معلوم نیس میخوان چ گهی بخورن

والا

ترسها

ما آگاهانه از یک چیز فرار میکنیم، ولی ناآگاهانه دوباره به سمتِ همان چیز برمیگردیم.


به زبانِ خودمانیتر:


هر چیزی که ازش میترسیم و سعی میکنیم دوری کنیم، در نهایت خودمان را به سمتش میکشانیم. چون ضمیرِ ناخودآگاه ما، برخلافِ خواستِ آگاهانه‌مان، آن را دوباره در زندگیمان تکرار میکند.


---


مثالِ عینی:


کسی که از شکست میترسد و مدام فکر میکند «نکنه شکست بخورم»، ناخودآگاه کارهایی میکند که دقیقاً به همان شکست منجر شود. یا کسی که از آدمهای سمی فرار میکند، ناآگاهانه دوباره جذبِ آدمهای مشابه میشود.

ما دو بخش در ذهن داریم:


· بخش آگاه: همان فکرهایی که ازشان باخبریم و تصمیم میگیریم.

· بخش ناخودآگاه: همان باورها، ترسها و الگوهای پنهانی که ازشان بیخبریم.


فروید میگوید وقتی از چیزی آگاهانه فرار میکنیم (مثلاً میگوییم «من هرگز مثل پدرم نمیشم»)، ناخودآگاهِ ما آن چیز را باور کرده و رفتارمان را طوری هدایت میکند که دقیقاً به سمت همان برویم. چون ناخودآگاه، «فرار» را هم نوعی «توجه» معنی میکند و هر چه بیشتر به آن فکر کنیم، بیشتر جذبش میشویم.


---


مثالهای مختلف در زندگی:


۱. روابط عاطفی:

کسی که از آدمهای خیانتکار فرار میکند و میگوید «من هرگز به کسی که به من خیانت کنه دل نمیدم»، ناخودآگاه جذب افرادی میشود که دقیقاً همین ویژگی را دارند؛ چون الگوی خیانت در ذهنش حک شده و ناآگاهانه آن را تکرار میکند.


۲. ترس از شکست:

دانشآموزی که از افتادن در امتحان میترسد و شبِ امتحان مدام فکر میکند «نکنه مردود شم»، آنقدر اضطراب دارد که تمرکزش را از دست میدهد و دقیقاً به خاطر همین استرس، مردود میشود.


۳. موضوعات مالی:

کسی که از فقر میترسد و مدام میگوید «نکنه بیپول بشم»، ناخودآگاه تصمیمهای پرخطری میگیرد (مثل سرمایهگذاری عجولانه) که در نهایت همان بیپولی را برایش رقم میزند.


۴. رفتارهای والدین:

پدری که از خشونت پدرش متنفر بوده و آگاهانه تصمیم میگیرد «من هرگز با بچهام تند رفتار نمیکنم»، اما وقتی عصبانی میشود، ناخودآگاه همان لحن و رفتارِ پدرش را تکرار میکند؛ چون آن الگو در ناخودآگاهش ثبت شده.


۵. انتخاب شغل:

کسی که از کارهای اداری خسته شده و میگوید «دیگه هیچوقت پشت میز نمینشینم»، ناخودآگاه باز هم شغلی با ساختارِ خشک و تکراری انتخاب میکند؛ چون فقط همان الگو را بلد است.


۶. سلامتی:

کسی که از بیماریِ قلبی میترسد و مدام در فکرِ «نکنه سکته کنم» است، استرسِ مزمن باعث بالا رفتن فشار خونش میشود و دقیقاً به همان بیماری دچار میگردد.


---

۱. روابط عاطفی (خیانت)

· راهکار: به جای گفتن «نمیخوام خیانت ببینم»، بگو «میخوام رابطهای بر پایهی اعتماد بسازم».
· تمرین کن قبل از شروع رابطه، الگوهای رفتاری طرف مقابل را با دقت بررسی کن (نه با بدبینی، با آگاهی).
· اگر سابقهی خیانت در خانوادهات بوده، با یک مشاور دربارهی «الگوی تکرار» کار کن تا ناخودآگاهت را بازنویسی کنی.

---

۲. ترس از شکست (تحصیل یا کار)

· راهکار: تمرکز را از «نتیجه» بردار و به «فرآیند» ببر. به جای «نکنه رد شم»، بگو «چطور میتوانم بهترین آمادگی را داشته باشم؟»
· تکنیکِ «نفسعمیقِ ۴-۷-۸» را قبل از امتحان یا ارائه انجام بده (۴ ثانیه دم، ۷ ثانیه حبس، ۸ ثانیه بازدم).
· شکست را عادی کن؛ هر شب سه مورد از اشتباهات روزت را بنویس و بگو «اینها پلههای رشد من هستند».

---

۳. ترس از فقر و بیپولی

· راهکار: به جای دعا کردن برای «نداشتن فقر»، دعا کن برای «داشتن فراوانی». ذهنیتت را از «کمبود» به «وفور» تغییر بده.
· یک دفتر «شکرگزاری مالی» داشته باش و هر روز سه مورد از نعمتهای مالیت را بنویس (حتی اگر کوچک باشد).
· به جای تصمیمهای عجولانهی مالی، قانون «۲۴ ساعت صبر» را بگذار: هر تصمیم مالی مهم را ۲۴ ساعت به تعویق بینداز تا هیجانِ ترس برطرف شود.

---

۴. رفتارهای والدین (تکرار خشونت)

· راهکار: در لحظهای که عصبانی میشوی، قبل از واکنش، یک قدم به عقب بردار و سه بار نفس بکش. این فاصلهی کوتاه، ناخودآگاه را متوقف میکند.
· یک «جملهی ترمز» برای خودت بساز، مثلاً: «من پدرم نیستم، من انتخاب میکنم».
· بعد از هر واکنش تند، عذرخواهی کن و برای فرزندت توضیح بده که چرا ناراحت شدی (این کار هم الگوی جدید میسازد، هم به فرزندت مهارتِ ارتباطی یاد میدهد).

---

۵. انتخاب شغل (تکرارِ کارهای تکراری)

· راهکار: پیش از انتخاب شغل، یک «نقشهی علایق» رسم کن: بنویس چه کارهایی را دوست داری، حتی اگر ربطی به تجربهات نداشته باشد.
· هر ماه یک مهارتِ جدید و کوچک یاد بگیر (مثل یک نرمافزار جدید، یک زبان خارجی، یا حتی یک کاردستی). این کار ذهن را از قالبِ تکراری خارج میکند.
· اگر الان در شغلِ تکراری هستی، یک پروژهی جانبی (حتی کوچک) راه بینداز تا خلاقیتت را فعال کنی. کمکت میکند الگوی جدیدی در ناخودآگاهت شکل بگیرد.

---

۶. ترس از بیماری (قلبی)

· راهکار: به جای نگرانیِ دائمی، یک «برنامهی عملیِ سلامت» بنویس: ورزشِ روزانهی ۲۰ دقیقهای، خواب منظم، و تغذیهی سالم. عملِ عینی، اضطراب را کاهش میدهد.
· تکنیکِ «توجهِ هدایتشده»: هر وقت فکر بیماری به سراغت آمد، آگاهانه توجهت را به یک نقطهی خنثی ببر (مثلاً به صدای باد یا حرکتِ ابرها) و ۲ دقیقه فقط روی آن تمرکز کن.
· هر شش ماه یکبار چکاپِ منظم برو، اما بقیهی اوقات از جستجوی علائم در اینترنت پرهیز کن (چون همان جستجو، اضطراب و در نتیجه علائمِ جسمی را تشدید میکند.

بد کردی ب دلم

من استاد تکرارم خیلی وقتا

از صبح ک راه افتادم تا برسم در طول مسیر یکساعته اهنگ بد کردی به دلم محسن زاده را نزدیک ۱۵ بار گوش کردم

گاهی وقتا اینجوری احساس میکنم در خلا حرکت میکنم

ن صدایی میشنوم

ن ب کسی کاری یا موردی فکر میکنم

سکوت مثه نت سکوت پیانو

چقد هم لذتبخشه

نه مغز چیزی مرور میکنه

نه مزاحمی

مارمولک بچه کرده کاش بودی و میدیدی

مارمولک