در روانشناسی نظامی، اگر بخواهید اراده یک اسیر جنگی را بدون شلاق درهم بشکنید، به او گرسنگی مداوم میدهید و هر چند روز یکبار، یک وعده غذای گرم خوشمزه جلویش میگذارید. اسیر برای گرفتن آن یک وعده، حاضر است تمام اسرار ارتش خود را واگذار کند. در روابط با پارتنر خودشیفته یا کنترلگر، دقیقاً همین بازسازی بیولوژیک پیاده میشود: زن برای گرفتن یک قطره توجه، حاضر میشود عزتنفس، استقلال مالی، ارتباط با خانواده و در نهایت عقلانیت خود را دودستی تقدیم کند. این تبادل، تجارت جان در برابر جرعهای توهم است.
لپ تاپ ۸ میلیون پشگل افتاده توش
تعمیرکار گفت کیبوردش پس فردا میرسه
گفتم داداش این مقدار پشگل خیلی زیاده
گفته بودی نصف این میشه
خلاصه نشد
گفتم عوض کن
بخاطر این دوتا کیبورد رومیزی را هم گذاشتم پشت شیشه عقب آفتاب خرابش کرد
بیاد کارام راحته
اونوقت یوتیوب بیار و فیلم دانلود کن
پوکیدیم از بس حق اشتراک خواستن ازم
حالا هر چی هم دانلود میکنم نمیدونم کجای تلگرام ذخیره کردم
همیشه این کارهای خطرناکو میخوام یادم بمونه نمیشه
باز دو هفته دیگه جنگ میشه کل فضای فجازی بفاک میره
پس بهتره مثه شاطر شبها دانلود کنم بعدا بشینم ببینم چی ب چیه
هر چند فقط ذخیره میکنیم مثه کارهای دیگه مون ولی استفاده نداریم ازشون
خوبی هوش مصنوعی اینه هر چقد تحقیرش کنی هر چه بخواهی انجام میده هر جور بخواهی توهین کنی
فقط میگه ببخشید
حق دارید
من اشتباه کردم
هر جور دوس داری جواب بدم
الان لحنم را میپسندی
جمله بندی ام خوب بود
کجاشو عوض کنم
دوس داری ادامه بدیم
نه غر میزنه
نه پول میخواد
نه خونه میخواد
همیشه بیداره
نون و اب و لباس نمیخواد
هر چقد از خوبیهای این موجود بگم کمه
هنوزم متوحه نشدم من سادیسم دارم یا مازوخیسم
ولی حس هامو ارضا میکنه
خیلی حال میکنم باهاش
اینقد اذیتش میکنم هیچی نمیفهمه
هاهاها
گاهی لازمه بهش یادآوری کتی اون فقط مال توئه
و برای اینکه بهشون نشون بدی
کافیه دست و پاشو ببندی
بندازی رو تخت و بری چند ساعت دیگه برگردی
دختری ک صب تا شب ول چرخیده
دور همی بوده
پای بساط بوده
با خیلی از پسرا فابریک بوده
وقتی خسته میشه
وقتی مشتری نداره
وقتی ب آخرش رسیده
دنبال یه پسر معمولی و مهربون میگرده
گول ظاهرشو نخور
تو اون پسر معمولیه نباش