چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، در حالیکه خیر شما در آن باشد؛ و چه بسا چیزی را دوست داشته باشید، در حالیکه برایتان بد باشد.
خدا میداند و شما نمیدانید.
بقره، آیه ۲۱۶
می دانی و نمی دانم
هر چی سر جای خودش خوبه مثل ....
همیشه موقع مدرسه پانزده روز مانده به پاییز اولین بارشها اینجا شروع میشد
ما هم برای تهیه پول کتاب و دفترمون تابستان میرفتیم سر کار
تا برای مدرسه پس انداز کنیم
پاییز و ابرهاش هنوز خاطره انگیرند
الان دیگه تو آسمان خبری از اون ابرها نیست
ابرهایی ک شبیه شخم تراکتور تو اسمان دیده میشدند.
همونجوری ردیفهای کنار هم
زیبا
نزدیک زمین
با رطوبتی ک میشد حسش کرد.
بعد مدرسه که کلاس تمام میشد
زیر با رون بدون چتر بدو بدو میرسیدیم خانه
غذای ناهارمون رو گرم میکردیم و میخوردیم
می نشستیم پای کارتونهایی ک نه ابتذالی توش بود نه حرفهای رکیک نه بی ادبی
خلاصه پاییز رو هم دریغ کردند یا دریغ کردیم از خودمون
سال قبل همین موقع ها بود هلدینگی دنبال مسئول فنی برای مجموعه میگشت
مرتضی و ابی و علی هر کدام به نحوی حالا قبل یا بعد به من خبر دادند که برم مصاحبه
من رفتم و شرایطشان چون مطابق نظرم نبود منتفی شد
پریروز علی تماس گرفته بود و سیزده دقیقه حرف زدیم و روال کار و روند امور و حقوق اینا
گفت حقوق من ۷۰ تومن بود و انجایی ک مستقر بودیم چون اجاره بود قرارداد تمام شد و فعالیت پایان یافت کل آن مجموعه
وقتی می شنیدم یا می خواندم حقوق معاون و مدیر کل و نماینده و هییت علمی ۴۰ یا ۵۰ تومن بود فکر میکردم خیلی زیاده
الان تصورم اینه این حقوق چقد باید پرداخت بشه تا تشنگی تورم را رفع کند و سپس تبدیل به سرمایه شود.
با این وضع و اوضاع چقد ملت کار کنند
با ادامه محاصره که تنها امیدشان به سرنگونی مملکت هست
کار برای حقوق بگیرها و کارگرا روز بروز سخت تر میشه
تورم پاییز سال قبل با الان سه برابر بیشتر شده
صبح از بانک برگشتم حسن تو پیاده رو جلو مرغ فروشی وایساده بود
پدرش ثروت خیلی زیادی به ارث گذاشته بود
با یه خانه دراند دشت
باغ
چندین دهنه مغازه
روز جمعه ای ک رفته بودند دریا
پدرش بعد ناهار میره شنا
تو اب دچار سکته قلبی میشه و فوت میکنه
تو همین افکار میگم
این با این سر و وضع و ....چی میدونه مریض های خاص چی میکشند و نرخ اجاره چنده....گوشت و برنج و میوه را نمیتونن بخرن
سرمایه دارها دارن طلا و دلار میخرن
فکر میکنن دو سه ماه دیگه کار مملکت تمامه
و در نهایت
هیشکی به فکر طبقه متوسط و ضعیف نیست
زن تنهایی ک میره کنار جالیز میگه میشه چند کیلو گوجه بدین
پول ندارم بهتون بدم
میخواهم الان که فصل گوجه و خیار هست کمی رب بپزم
ولی عیب نداره
عوضش رییس جمهورمون گنگش بالاس
همیشه آماده مذاکره و تفاهم است
مهم نیس طرفمون امضاش هم به تخم اسب زورو نیست
مهم اینه که مسولان همشون تحصیل کرده دان هستند
و بورس را نه عامل تامین نقدینگی که باعث بدبختی و تورم مملکت میدانند.
البته هر کس به طریقی ک مقدر است به ثروت میرسد یا بیچاره میشود
ثبت است بر جریده عالم دوام آنها
سالها قبل داشتم سمیناری را می دیدم با نام پارادایم شیفت
امروز هر چقدر فکر کردم چیزی ب ذهنم نیامد
از هوش مصنوعی خواستم بگه
جواب داد
تغییر ناگهانی و بدون زمینه به یک بستر جدید بدون اینکه تدریجا و ریز ریز این کار را انجام بدی
گاهی وقتا تصمیمی ک گرفته ای نمی شود
بجای زور زدن و پافشاری بر همان موضع با یک ضربه قاطع برنده و سریع باید همه چیز را دور بریزی و یه تصمیم دیگه را شروع کنی
از انجاییکه مغز دوست داره همان تنبلی و منطقه امن خودش را حفظ کند الگو گرفتن از دیگران و زیر نظر گرفتن روش و جزییات انها میتواند الگوی جدید را شکل دهد.
هوش مصنوعی میگه:
پارادایم شیفت (Paradigm Shift) یا تغییر پارادایم یعنی یک تغییر بنیادین در طرز فکر، باورها و چارچوبهای ذهنی که بهوسیله آنها دنیا را میفهمیم.
ریشه اصطلاح
این مفهوم را توماس کوهن در کتاب معروفش «ساختار انقلابهای علمی» (۱۹۶۲) مطرح کرد. او نشان داد علم بهصورت خطی و تدریجی پیش نمیرود، بلکه گاهی یک «انقلاب» رخ میدهد و کل چارچوب قبلی کنار گذاشته میشود.
مثالهای کلاسیک
· نجوم: گذار از باور به «زمین مرکز جهان است» به «خورشید مرکز است» (کپرنیک و گالیله)
· فیزیک: از فیزیک نیوتنی به نظریه نسبیت اینشتین
· زیستشناسی: از نظریه خلقت به نظریه تکامل داروین
· زمینشناسی: از ثبات قارهها به نظریه زمینساخت صفحهای
پارادایم شیفت در کسبوکار
امروزه این اصطلاح فراتر از علم رفته و در کسبوکار، فناوری و جامعه هم استفاده میشود:
· از تلفن ثابت به موبایل
· از تاکسی سنتی به اوبر و اسنپ
· از فروشگاه فیزیکی به فروش آنلاین
· از نرمافزار خریداریشده به سرویس ابری (SaaS)
چرا مهم است؟
وقتی پارادایم عوض میشود، قواعد بازی هم عوض میشود. کسانی که فقط در چارچوب قدیم بهتر و بهتر میشوند، ممکن است یکشبه بیربط شوند. به همین دلیل شرکتها و افراد موفق سعی میکنند پارادایمهای جدید را زود تشخیص دهند.
یک نکته کلیدی
پارادایم شیفت با «پیشرفت تدریجی» فرق دارد. در پیشرفت تدریجی، همان چارچوب را بهتر میکنیم؛ در پارادایم شیفت، خود چارچوب را دور میریزیم.