آقای تابستان

آقای تابستان

کروروفیل-علایق غیر معمول اورانوسی
آقای تابستان

آقای تابستان

کروروفیل-علایق غیر معمول اورانوسی

چای

چای چپه شد دستم سوخید

کتاب خوب

من گاهی  که میخواهم خستگی در کنم به کتاب روی می اورم

کتاب یعنی سالها تجربه یک یا چند نفر در مورد موضوع کتاب است

مثل جمله شنونده باید عاقل باشد

خواننده کتاب هم اگه لابه لای جملات کتاب حداقل یک جمله به کارش بیاید خیلی نفع خواهد یافت.

الان که ساعت ۵ صبح است و بیخوابم فرصت خوبی است تا لای ورقهای کتاب سیر کنم اما از آنجاییکه خلاصه نویسی یکی از راههای من برای دسترسی آسان در آینده است پس همین روش جالب رو اداجه میدهم

یه کتاب خوب که حرفهای خوبی هم دارد.


کتاب «فقر احمق می‌کند» (Scarcity) نوشته سندهیل مولاینیتن (اقتصاددان) و الدار شفیر (روانشناس) است که نظریه‌ای انقلابی درباره تأثیر کمیابی بر ذهن انسان ارائه می‌دهد. ایده محوری کتاب این است که فقر و کمبود منابع، پهنای باند ذهنی افراد را اشغال می‌کند و آنها را ناتوان از تصمیم‌گیری درست می‌سازد.


بخش اول: ذهنیت کمیابی


فصل ۱: تمرکز و تونل‌زنی


کمیابی یک مزیت دارد: تمرکز بیشتر. وقتی با کمبود مواجهیم، ذهنمان روی همان موضوع متمرکز می‌شود. مثال شب امتحان: همه ما تجربه کرده‌ایم که در شب امتحان چقدر متمرکز می‌شویم و از دیگر کارها غافل می‌مانیم. این «تونل‌زنی ذهنی» است.


اما همین تمرکز، وجه منفی دارد. وقتی ذهن در تونل کمیابی گرفتار است، کارهای مهم ولی غیرفوری را به عقب می‌اندازیم. فقرا هر روز درگیر قبوض، اقساط و اجاره هستند و همین دغدغه‌ها تمام ذهنشان را پر می‌کند.


راه‌حل: آگاه بودن به اینکه تونل‌زنی داریم. ایجاد یادآورهای خارجی برای کارهای خارج از تونل. مثلاً تنظیم هشدار برای پرداخت قبوض قبل از جریمه شدن.


فصل ۲: پهنای باند ذهنی


ذهن انسان مثل یک کامپیوتر است. وقتی برنامه‌های زیادی همزمان اجرا می‌شوند، سیستم کند می‌شود، خطا می‌کند و در نهایت هنگ می‌کند. افراد فقیر دقیقاً همین وضعیت را دارند.


تصمیم‌های احمقانه‌ای که فقرا می‌گیرند به این خاطر نیست که احمق‌اند، بلکه از آن روست که در زمینه‌ای زندگی می‌کنند که هرکس در آن قرار بگیرد، تصمیم‌های احمقانه می‌گیرد. سؤالاتی مثل «شام را چه کار کنم؟» و «چطور این هفته را به آخر برسانم؟» ظرفیت ذهنی زیادی را اشغال می‌کنند.


راه‌حل: کاهش بار شناختی از طریق ساده‌سازی تصمیمات. ایجاد عادت‌ها و روتین‌های خودکار. استفاده از چک‌لیست برای کارهای تکراری تا ذهن آزاد شود.


فصل ۳: هزینه فرصت و قرض گرفتن


وقتی کمیابی داریم، مدام هزینه فرصت را محاسبه می‌کنیم. هر خرید یعنی چشم‌پوشی از چیز دیگر. این محاسبه مداوم، انرژی ذهنی می‌برد. فقرا مجبورند هر روز این محاسبات را انجام دهند، در حالی که افراد مرفه نیازی به این کار ندارند.


قرض گرفتن راهی است برای فرار از کمیابی فعلی، اما کمیابی آینده را بدتر می‌کند. بهره و جریمه‌ها اضافه می‌شوند و چرخه فقر عمیق‌تر می‌شود.


راه‌حل: ایجاد یک بازه تصمیم‌گیری. قبل از هر خرید، ۲۴ ساعت صبر کنید. برای مسائل مالی مهم، از یک دوست قابل اعتماد مشورت بگیرید.


بخش دوم: چیدمان و جای خالی کمیابی در زندگی


فصل ۴: چگونه کمیابی شکل می‌گیرد


کمیابی همیشه بد نیست. گاهی کمبود زمان باعث می‌شود کارها سریع‌تر انجام شوند. اما وقتی کمیابی مزمن می‌شود، به دام تبدیل می‌شود. فقرای واقعی نمی‌توانند از فقر «مرخصی» بگیرند. این تمایز کلیدی بین زندگی شلوغ و زندگی در فقر است.


راه‌حل: شناسایی اینکه کدام نوع کمیابی موقت و کدام مزمن است. برای کمیابی موقت، برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت کافی است. برای کمیابی مزمن، نیاز به تغییر ساختاری داریم.


فصل ۵: دام‌های کمیابی


دام‌های کمیابی عبارتند از: تأخیر در کارها، تصمیمات عجولانه، ناتوانی در برنامه‌ریزی بلندمدت، و چرخه معیوب فقر. هر دام، دام بعدی را ایجاد می‌کند. جریمه دیرکرد باعث می‌شود پول کمتری برای پرداخت اصلی بماند.


راه‌حل: شکستن چرخه از یک نقطه. مثلاً اولویت‌بندی پرداخت بدهی با بالاترین بهره. استفاده از برنامه‌های خودکار برای پرداخت. درخواست مهلت از طلبکاران قبل از جریمه شدن.


بخش سوم: طراحی برای کمیابی


فصل ۶: طراحی سیاست‌های ضد فقر


برنامه‌های مبارزه با فقر معمولاً پهنای باند ذهنی افراد را در نظر نمی‌گیرند. مثلاً آموزش مهارت‌های جدید را راه‌حل می‌دانیم، اما وقتی پهنای باند محدود باشد، یادگیری هم دشوار می‌شود. اولین پاسخمان برای مسائل آموزش، مهارت‌آموزی است، طوری با آموزش برخورد می‌کنیم که انگار کم‌گزندترین راه‌حل است، اما وقتی ظرفیت‌ها محدود باشد، چنین چیزی صادق نیست.


راه‌حل: طراحی برنامه‌هایی که بار شناختی را کم می‌کنند. پر کردن خودکار فرم‌ها. یادآوری‌های ساده. کاهش مراحل اداری. ارائه کمک‌ها به شکل پیش‌فرض و خودکار.


فصل ۷: مدیریت کمیابی در زندگی شخصی


کمیابی فقط پول نیست. کمیابی زمان، انرژی و توجه هم داریم. هر کسی ممکن است در تونل کمیابی گیر کند. مهم این است که بدانیم چه زمانی در تونل هستیم و چه زمانی نیستیم.


راه‌حل: ایجاد «فضای امن» ذهنی. زمان‌هایی در روز که هیچ تصمیم مهمی نمی‌گیریم. خواب کافی. ورزش. تغذیه مناسب. اینها پهنای باند را بازیابی می‌کنند.


فصل ۸: اسلک (Slack) - راه‌حل نهایی


مهم‌ترین راه‌حل کتاب: ایجاد «اسلک» یا ظرفیت اضافی. اسلک یعنی منابعی که فراتر از نیاز فوری داریم. وقتی اسلک داریم، شوک‌ها ما را نابود نمی‌کنند. وقتی اسلک نداریم، کوچک‌ترین مشکل تبدیل به فاجعه می‌شود.


بزرگراهی را تصور کنید که با ترافیک سنگین مواجه است. این تراکم نه تنها باعث تأخیر می‌شود، بلکه کوچک‌ترین شوک مانند تصادف باعث قفل شدن بزرگراه می‌شود. ذهن ما هم همین‌طور است.


راه‌حل: ایجاد ذخیره برای روز مبادا. حتی مبلغ کم. ایجاد وقت خالی در برنامه. یاد گرفتن «نه» گفتن به تعهدات اضافی.


نتیجه‌گیری


کتاب «فقر احمق می‌کند» نشان می‌دهد که فقر فقط کمبود پول نیست، بلکه اشغال پهنای باند ذهنی است. این کتاب در ۳ بخش اصلی به موضوع ذهنیت کمیابی، چیدمان و جای خالی کمیابی در زندگی و طراحی برای کمیابی می‌پردازد. فقرا به این خاطر تصمیمات بد می‌گیرند که ذهنشان پر است، نه به این خاطر که ذاتاً احمق‌اند. راه‌حل در سطح فردی، ایجاد اسلک و کاهش بار شناختی است. در سطح اجتماعی، طراحی سیاست‌هایی که پهنای باند ذهنی فقرا را آزاد کنند.

چون زیاده بریم ادامه 

ادامه مطلب ...

کلافه

وقتی دور و برم اعم از کارها یا وسایل اطراف یا کار منظم نباشند و در هم و برهم باشد مغز منهم به هم میریزه و کلافه میشم

الان کلافه ام و به جز صبر کردن و تقسیم کردن این افکار و اعمال و مرتب کردن چاره دیگری ندارم.

تحمل باید

مثه روزهای اول آموزش سربازی تو هفته اول واقعا سخت بود

بعد گفتم فرهاد امروز را تاشب طاقت بیار فقط تا شب و وقتی شب میشد مبگفتم بالاخره تمام شد

صبح ک میشد میگفتم تازه اول روز هست انرژی ام زیاده

و با این اعمال شاقه بالاخره اون ۵۶ روز رو تموم کردیم

پس طاقت بیار

ریزه خواری

مشغول شدن به کارهای کوچک و بی اهمیت خیلی وقتا  ذهن را از افکار بی اهمیت و دلتنگی بی امان منحرف میکند

برای همین افرادی ک ساکت و ساکنند و فعالیتی ندارند معمولا حال خوبی ندارند

افراد بیکار

بازنشسته ها

افراد بیمار

و از این قبیل وقتی نمیتوانند ریزه خواری ذهنشون را فراهم کنند تسلیمش میشن و اوضاع به نفعشون پیش نمیره

منظورم کارهای است ک حواس را درگیر میکند و به نوعی باعث انحراف از واگویه های افراطی میشود.

منجمین البته دردهای بدنی و دلتنگی های زیاد را به برون ریزی بدن ربط میدن ک من هیچ سر رشته ای ازش ندارم

و معمولا با احتیاط به موضوع نگاه میکنم

تاجر

از یکی پرسیدند کارت چیه

گفت تاجرم 

عالیه

خوب بیشتر بگو

گفت هیچی دیگه تا میشم جر میخورم

میگن با فیلتر هر چی نگاه کنی همون جوری میبینی

تو پیاده رو قدم که میزنم ملت میان رد میشن

هی میگردم یه چهره شاد پیدا کنم

حتی اونایی ک تو مغازه ان برای خرید عروسی هی برمیدارن میذارن

اینکه چوب تو استین خلایق شده بخاطر خطای خودشان است

البته ک اشتباه خود رو قبول نمیکنند

یک پنجم مردم مملکت خواستشون این بوده

معاون شخص مملکت میگه اگه بنزین ۸۰۰۰۰ تومن بشه یارانه میشه ۷ میلیون

چقد دقیق حساب کرده

دو سال پیش برنج کیسه ای چند بود الان چند

الغرض هیچ کاری برنیامد برای کسی انجام بدیم

اینقد شرمندگی اینقد گرفتاری دل ادم به درد میاد

هم شرمنده جوانی شدیم

هم شرمنده زندگی

هم شرمنده پدر و مادر

یکی میگفت مادرم دعا کرد دست به خاک بزنی طلا بشه

اونم فیلم گذاشته بود از ماشینهای لوکس حالا یا مال نمایشگاهش بود یا پارکینگش

حالا یا سیم مادرای ما قطعه هر چقد التماس میکنه اوضاع بهبود نمی یابد ک حال هم بدتر میشود.

اینقد هم دلتنگ میشه

میگه وقتی دلت تنگه و یاد خدا میفتی این خواست خدا بوده ک بهش فکر کنی

چون اگه روزی فراوان بدهد انسان طغیان میکند و به جهنم میرود

این وسط ایرانسلی های عزیز هم نگران تمام شدن اعتبارشان نباشند چون با پول حل میشود.

عرش سقوط

عرش پادشاهی

دور دهنشو پاک میکنه و برمیگرده